أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
299
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
خورد . در كارت دقت كن ، كسى پيش از اجلش نخواهد مرد . » اين سخن در او سخت مؤثر افتاد و در آن نبرد چندان جنگيد كه پيروز شد . در روزگار حسن بود كه ملك مظفر بن منصور ، سطان يمن در سال 649 به حج آمد . او با حسن هيچ گونه عداوتى نورزيد و عطاياى زيادى در مكه پراكند و به رؤساى حرم خلعت داد . اين وضعيت چنان بود كه عطاياى او به همهء خانههاى مكه و بسيارى از حجاج رسيد . « 1 » سقوط ايوبيان و عباسيان در اين وقت تحولات بزرگى در جهان اسلام رخ داد كه بر سرنوشت دو دولت بزرگى كه بر مقدّرات سياسى حجاز به مقدار زيادى تأثير داشتند ، اثر گذاشت و با حذف آنها سياست وارد مرحله تازهاى شد كه در فصلهاى آتى از آن سخن خواهيم گفت . ما البته نيازى به اين كه از زوال اين دو دولت سخن بگوييم نداريم . زيرا هر آشناى با تاريخ اسلام مىداند كه مماليك اتراك بر دولت ايوبى شوريدند و در سال 648 آن را از ميان برده سقوطش را اعلام كردند و به جاى آن دولت جديدى كه به اسم مماليك ترك شناخته مىشود ، سر كار آوردند . نيز روشن است كه عباسيان پس از آن فسادى كه طى يك دورهء چهارصد ساله در اساس و بنيانشان رخنه كرده بود با گذراندن يك دورهء طلايى بالاخره در سال 656 به دست مغولان نابوده شدند و آخرين خليفهء آنان به قتل رسيد . شگفت آن كه عوامل شكست اين دو دولت بسيار شبيه يكديگر بود . دستگاه هر دو سلطنت از غلامان ترك استفاده مىكردند تا به مقاصد خويش دست يابند . آنان اين تركان را در ادارهء امور و تسلط بر مراكز تصميمگيرى قدرت مىدادند و اين امر سبب شد تا مراكز مزبور در پايان عمر اين دولتها ، به صورت مراكز مهمى درآمده و امراى ترك توان آن را به دست آورند تا مقدّرات خلافت را در دست گرفته و ظاهر خلافت را به
--> ( 1 ) . الذهب المسبوك ، ص 84 .